۳
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:08
وقتی فردا عمل داری فرقی نداره دکترت رضائی باشه یا قماشی... فرقی نداره تو کلینیک دی باشی یا البرز..حتی اینکه کدوم خواهرت بیاد پیشت بمونه ام برات توفیری نداره.. تنها چیزی که مهمه اینه که تو هیچوقت اون آدم سابق نمیشی ...هیچوقت.
برویم
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 0:30
برویم بی آنکه به رسیدن بیاندیشیم.... اما واقعا برویم..!
T_T
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 0:30
چه اصراریه من قرص آهن بخورم؟ها؟؟! مگه آخرش مقصد خاک نیست؟چرا بیهوده میشتابیم؟چرا من انقدر عصبیم؟چرا هیچکس پاسخگو نیست؟ +روز عذاب نزدیک است..در ان روز قرص نخورانه مشرک گروه گروه به دوزخ رانده میشوند و تو چه میدانی که کورتون چیست؟همانا که شماوارد بیمارستانی میشوید که پرستار هایش از دماغ فیل افتاده اند...
ماه آسمان من
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 0:30
رفتی...! بی آنکه پشت سرت را نگاه کنیو جاده ای را ببینی با پل های شکسته که دو دختر تنها روی آن شناورند و نبودنت را زندگی می کنند تو که رفتی اما بدان.. تنها کسی بودی که طرح خوشبختی را در قاب چشمانت نشانم دادی به سلامت برو.. ای ماه آسمان بی رنگ من
iran*__*
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 0:30
تو ایران وقتی صحبت از کار گروهی میشه همه کنار میکشن..وقتی میگم همه یعنی هر کسی که شرایط شرکت تو کار گروهی رو داره؛از دکترو مهندسو راننده تاکسی گرفته تا دانشجو ها و حتی زنای خونه دار..اصلا یه وحدت هراسی بزرگی تو کشور بوجود اومده. دوستان سرنوشت کشور دست من و شماست.حالا هی بگید با یه رای من چه اتفاق خا
به امید فردایی بهتر
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 0:30
خونه ی مادر بزرگه غذاهای عالی داره خونه ی مادربزرگه صدتا حمالی داره+take it +۹۶/۰۴/۲۸ (هاهاهاااااا بالاخره پیروز شدم) +goooooood surgeon برچسبها: دکتر , حمید , رضایی
امتحانات سخت تر از کنکور
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 0:30
امتحان نهایی خر است.:- منه درس خوان دارم به تک ماده فک میکنم این روزT_Tا +این روزا سخت تر از اونه که باورکنی
فاطمه هستم یک خسته
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 0:30
ماه رمضون حال و هواش کلاً یه جوریه.. عجیب غریبه...خوبه..بده...نمیدونم ..شایدم برا من اونجوریه فقطولی با همه ی خوبیا و بدیاش چند روز دیگه تموم میشههه..و درس برای کنکور شروع میشه... +و بنگرید شما که به کنکور نزدیک میشوید و کنکور از رگ گردن به شما نزدیکتر است. در آن روز درس نخوانان تجدیدی گروه گروه به
:)
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 0:30
مارا از مرگ ميترسانند انگار كه ما زنده ايم...
روی ماه خدا را ببوس
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 0:30
بوسیدن اتفاق قشنگیست...! خدا هم بنده هایش را میبوسد...از آن ماچ های آبدار خوشمزه..از آن ماچ هایی که کیفش بیشتر از تابستان و خانه ی مادربزرگ و لم دادن روی مبله توی بهار خواب و خوردن گیلاس و شیر عسل های مادر بزرگ است... حتی از آن ماچ های طعم توت فرنگی مادرها در کودکی هایمان هم خوشمزه تر است... خدا همه...
#درد بزرگ سرطانی من
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 0:30
خسته از اندازه ی جنجال ها.از گذر سوق به گودال ها. از شب چسبیده به چنگال ها. با گذر تیر که از بال ها. "آمده ام با عطش سال ها. تا تو کمی عشق بنوشانی ام". علیرضا آذر